هلیاهلیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 روز سن داره
بابامهدیبابامهدی، تا این لحظه: 44 سال و 3 ماه و 12 روز سن داره
مامان بهارمامان بهار، تا این لحظه: 41 سال و 10 ماه و 23 روز سن داره
یکی شدن مامان و بابایکی شدن مامان و بابا، تا این لحظه: 21 سال و 1 ماه سن داره

پرنسس کوچولوی ما

نه ماه انتظار.....(سیسمونی)

گل کوچولوی من نه ماه به شادی برای من وتوگذشت.مرسی که زیاد اذیتم نکردی.تقریبا 6ماهه بودم که اتاق قشنگت رو چیدیم.واقعا از مامی وبابابزرگت ممنون که این اتاق خوشگل رو برات درست کردن.   نمونه ایی از دست بافت مامی. اولین هدیه بابا مهدی قبل از دنیا اومدن شما.     ...
8 تير 1393

وقتی فهمیدم یه فرشته تو راهه

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی 23بهمن 1391بود که با ترس و لررز پله های آزمایشگاه بهراد رو پایین میرفتم که یه دفعه و بی مقدمه مسئول ازمایشگاه گفت:تبریک میگم مامان جدید...... دیگه فقط اشک بود که میریخت.اخه واسه داشتن تو خیلی سختی کشیدم.از اخرین ویزیتم 2هفته میگذشت وقرار بود که ازمایش بدم یه چندروزی بود که بی اشتها بودم و فشارم پایین بوداما فکرنمیکردم اینا نشونه های وجود تو توی دلم باشه.زود به بابابزرگت زنگ زدم وگفتم که جواب مثبت هست.اما گفتیم که به مامی نگه.اخه میخواستیم خودمون بگیم من و تو........ بعدش به عمه اذر زنگ زدیم و گفتیم و ازخوشحالی کلی هم با عمه گریه کردیم.بعدش من وتو رفتیم گل فروشی و یه دسته نرگس خریدیم و رفتیم مدر سه مامی.وقت...
8 تير 1393